أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

394

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ميكرد « وَ النَّازِعاتِ » ميخواند تا بدينجا رسيد كه خداى تعالى از فرعون حكايت كرد او گفت : « أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى » اعرابى كه به دو اقتدا كرده بود چون اين بشنيد طاقت نداشت گفت : كذب ابن الزّانيه ، چون رسول سلام باز داد صحابه به زبان طعن در اعرابى گشادند كه : بد كردى و بىادبى را كار بستى ، اعرابى باز ماند جبرئيل آمد و گفت : خدايت سلام مىرساند و ميفرمايد كه اين قوم را بگوى تا زبان ملامت ازو كوتاه كنند كه من آنچه او گفت چون از سر اعتقاد و تعصّب بود بتسبيح و تهليل بر گرفتم مردى كه او از اركان دين ركنى است ، در نماز كه از اركان شرع ركنى است ، در ركوع كه از اركان نماز ركنى است زكات دهد برو عيب كنند اين بمنزلت آن باشد كه كورى كه آفتاب را نبيند آفتاب را عيب كند ؛ آنكه كور بود آفتاب را نبيند آفتاب را چه نقصان . ما ضرّ شمس الضّحى بيضاء مشرقة * ان ليس يبصرها القوم الّذين عموا و هل يضرّ البزاة البيض قانصة * ان بات ينكرها الغربان و الرّخم حقّ تعالى چون اثبات ولايت خود و رسول و وصىّ رسول خود كرد در عقب آن فرمود كه : هر كه تولاى طاعت خداى كند و رسول و به آن قيام نمايد و گردن نهد او امر خداى و رسول و امام را و كمر طاعت ايشان بر ميان بندد از حزب و لشكر خداى باشد و لشكر خداى غالبان باشند كس را بر ايشان غلبه نبود . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 57 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 57 ) ابن عباس گفت كه : رفاعه بن زيد التابوت و سويد بن الحارث اظهار اسلام كردند و در دل كفر داشتند منافق بودند جماعتى مسلمانان با ايشان دوستى ميكردند خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد از دوستى ايشان و گفت : اى آنان كه گرويده‌ايد و ايمان آورده كسانى را كه دين شما ببازى و افسوس گرفته‌اند از آنان كه ايشان را كتاب داده‌اند پيش از شما يعنى جهودان و ترسايان و مشركان عرب دوست مگيريد و با ايشان دوستى مكنيد و از خداى بترسيد اگر ايمان داريد بوعد و وعيد خداى و شما را حميّت و تعصّب مسلمانى است .